hoping
فعل — امیدوار بودن
شکل حال استمراری یا اسم مصدر فعل 'hope'؛ آرزو کردن چیزی با احساس انتظار برای وقوع آن.
The present participle or gerund form of 'hope'; to wish for something with a feeling of expectation that it will happen.
«امروز امیدوارم خبرهای خوبی بشنوم.»
“I'm hoping for good news today.”
«او امیدوار است که به یک دانشگاه خوب راه پیدا کند.»
“She's hoping to get into a good university.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. از نظر معنی مشابه است اما 'wishing' اغلب به انتظار تحقق کمتر واقعبینانه یا کمتر قوی اشاره دارد. 'من آرزوی یک معجزه میکنم' درست است، در حالی که 'من امیدوارم حقوقم افزایش یابد' به یک امکان ملموستر اشاره دارد.
Common. Similar in meaning but 'wishing' often implies a less realistic or less strong expectation of fulfillment. 'I'm wishing for a miracle' works, while 'I'm hoping for a raise' implies a more concrete possibility.
متداول. به درجه بالاتری از قطعیت یا اطمینان در مورد وقوع چیزی اشاره دارد. 'من فردا یک بسته انتظار دارم' درست است، در حالی که 'امیدوارم یک بسته بیاید' ممکن است به این معنی باشد که تضمینی نیست.
Common. Implies a higher degree of certainty or confidence that something will happen. 'I'm expecting a package tomorrow' works, where 'hoping for a package' might mean it's not guaranteed.