howls

/haʊlz/
howlto utter a long, loud, mournful cry-splural marker / third person singular marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): howledpast participle (مفعولی): howled-ing (حال): howling3rd (سوم): howls

فعل — زوزه می‌کشد

زوزه می‌کشدفریاد می‌زند

سوم شخص مفرد زمان حال ساده فعل 'howl' به معنای کشیدن فریاد بلند، طولانی و محزون، مانند سگ یا گرگ.

Third-person singular simple present of 'howl', meaning to make a long, loud, mournful cry, like that of a dog or wolf.

«گرگ به ماه زوزه می‌کشد.»

The wolf howls at the moon.

«باد در میان درختان زوزه می‌کشد.»

The wind howls through the trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wailsشیون می‌کند

معمول. اغلب یک گریه طولانی و زیر برای ابراز درد، غم یا پریشانی را توصیف می‌کند که معمولاً انسانی است. 'کودک برای مادرش شیون می‌کند' کار می‌کند. در حالی که 'howls' می‌تواند گریه انسان را توصیف کند، 'wails' بر پریشانی عاطفی بیشتر تأکید می‌کند.

Common. Often describes a prolonged, high-pitched cry expressing pain, grief, or distress, typically human. 'The child wails for its mother' works. While 'howls' can describe human crying, 'wails' emphasizes emotional distress more strongly.

yellsفریاد می‌زند

معمول. به فریاد بلند و تیز اشاره دارد، اغلب از خشم، هیجان یا درد، اما معمولاً کوتاه‌تر و کمتر محزون از یک زوزه. 'او برای کمک فریاد می‌زند' کار می‌کند. کمتر در مورد کیفیت پایدار و محزون آن است.

Common. Refers to a loud, sharp cry, often of anger, excitement, or pain, but usually shorter and less mournful than a howl. 'He yells for help' works. Less about the sustained, mournful quality.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): howls

اسم — زوزه‌ها

زوزه‌هافریادها

یک فریاد بلند، طولانی و محزون، به ویژه فریادی که توسط سگ یا گرگ تولید می‌شود؛ جمع کلمه howl.

A long, loud, mournful cry, especially one made by a dog or wolf; plural of howl.

«زوزه‌های گرگ‌های صحرایی را از دور شنیدیم.»

We heard the howls of the coyotes in the distance.

«زوزه‌های خنده کودک اتاق را پر کرد.»

The child's howls of laughter filled the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wailsشیون‌ها

معمول. به یک گریه طولانی و زیر اشاره دارد که معمولاً انسانی است و درد یا غم را بیان می‌کند. 'شیون‌های عزاداران را شنیدیم' کار می‌کند. می‌تواند برای حیوانات در برخی متون ادبی استفاده شود، اما در درجه اول انسانی است.

Common. Refers to a prolonged, high-pitched cry, typically human, expressing pain or grief. 'We heard the wails of the bereaved' works. Can be used for animals in some literary contexts, but primarily human.

shrieksجیغ‌ها

معمول. یک فریاد تیز، زیر و گوش‌خراش، اغلب از ترس، درد یا هیجان. 'حضار جیغ‌های خنده سر دادند' کار می‌کند. کوتاه‌تر و ناگهانی‌تر از یک زوزه است.

Common. A sharp, high-pitched, piercing cry, often of fear, pain, or excitement. 'The audience let out shrieks of laughter' works. Shorter and more sudden than a howl.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000