icily

ic·i·ly/ˈaɪsɪli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): icyposition (جایگاه): end

قید — به طور سرد

به طور سردبا بی‌مهری

به طور سرد، غیر دوستانه یا دورافتاده.

In a cold, unfriendly, or distant manner.

«او با سردی به سوالاتش پاسخ داد.»

She answered icily to his questions.

«او با سردی به او نگاه کرد و دور شد.»

He looked at her icily and walked away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coldlyسرد

قید رایج برای حالت غیر دوستانه؛ مترادف نزدیک icily است.

Common adverb for unfriendly manner; close synonym of 'icily'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000