immortalize

im·mor·tal·ize/ɪˈmɔːrtələˌzaɪz/
im-notmortalsubject to death-izemake or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): immortalizedpast participle (مفعولی): immortalized-ing (حال): immortalizing3rd (سوم): immortalizes

فعل — جاودانه کردن

جاودانه کردنماندگار کردن

کسی یا چیزی را به گونه‌ای معروف کردن که همیشه به یاد بماند.

To make someone or something remembered forever.

«این مجسمه قهرمان جنگ را جاودانه می‌کند.»

The statue immortalizes the war hero.

«هنر می‌تواند لحظه‌ای از زمان را جاودانه کند.»

Art can immortalize a moment in time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000