impairing

im·pair·ing/ɪmˈpɛərɪŋ/
im-notpairequal or balance
verb (فعل)commonpast (گذشته): impairedpast participle (مفعولی): impaired-ing (حال): impairing3rd (سوم): impairs

فعل — آسیب رساندن

آسیب رساندنتضعیف کردن

باعث آسیب، تضعیف یا کاهش کیفیت یا توانایی شدن.

Causing damage, weakening, or reducing quality or ability.

«سیگار کشیدن سلامت تو را آسیب می‌زند.»

Smoking is impairing your health.

«باران شدید شرایط جاده را بدتر می‌کند.»

Heavy rain is impairing the road conditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
damagingمضر

رایج. معنی مشابه؛ damaging اغلب به آسیب کلی اشاره دارد.

Common. Similar meaning; damaging often describes harm more generally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000