impactful

im·pact·ful/ˈɪmpæktfəl/
impacta strong effect-fulfull of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more impactfulsuperlative (عالی): most impactful

صفت — موثر

موثردارای تأثیر

داشتن تأثیر یا اثر قوی و مهم

Having a strong or significant effect or impact.

«او در کنفرانس ارائه‌ای مؤثر داد.»

She gave an impactful presentation at the conference.

«این کمپین در افزایش آگاهی بسیار مؤثر بود.»

The campaign was highly impactful in raising awareness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
influentialمؤثر

متداول. به معنی داشتن تأثیر است، به ویژه در زمینه‌های اجتماعی یا فرهنگی قابل تعویض با impactful.

Common. Means having influence, interchangeable with impactful, especially in social or cultural contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000