impalement

im·pa·le·ment/ɪmˈpeɪlmənt/
im-intopaleto pierce-mentresult or means
noun (اسم)formal

اسم — سوزن زدن

سوزن زدنفرو کردن

عمل فرو کردن یا زخم زدن با شیء تیز، معمولاً میله‌ای نوک‌تیز و بلند.

The act of piercing or stabbing with a sharp object, typically a long pointed stake.

«ابزار شکنجه قرون وسطی باعث جراحات فرو کردن می‌شد.»

The medieval torture device caused impalement injuries.

«فرو کردن به عنوان روشی ظالمانه برای اعدام استفاده می‌شد.»

Impale­ment was used as a cruel form of execution.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000