در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل فرو کردن یا زخم زدن با شیء تیز، معمولاً میلهای نوکتیز و بلند.
The act of piercing or stabbing with a sharp object, typically a long pointed stake.
«ابزار شکنجه قرون وسطی باعث جراحات فرو کردن میشد.»
“The medieval torture device caused impalement injuries.”
«فرو کردن به عنوان روشی ظالمانه برای اعدام استفاده میشد.»
“Impalement was used as a cruel form of execution.”