در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با جسم تیز سوراخ یا فرو برده شده.
Pierced or thrust through with a sharp object.
«شوالیه با نیزه فرو رفته بود.»
“The knight was impaled by a spear.”
«گل رز روی خار فرو رفته بود.»
“The rose was impaled on a thorn.”
رایج. بهصورت متقابل برای چیزی که توسط جسم تیز نفوذ کرده استفاده میشود.
Common. Used interchangeably to indicate something penetrated by a sharp object.