impairment

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pair·ment/ɪmˈpɛərmənt/
im-in / into / onpairto worsen / damage (from Latin 'paria' meaning equality; here in root sense of damage)-mentaction or result of
1noun (اسم)formalplural (جمع): impairments

اسم — اختلال

اختلالنقصآسیب

کاهش عملکرد یا توانایی، به‌ویژه در یک بخش بدن یا قوه ذهنی

A reduction in function or ability, especially of a body part or mental faculty

«اختلال شنوایی بسیاری از افراد سالمند را تحت تاثیر قرار می‌دهد.»

Hearing impairment affects many elderly people.

«نقص بینایی می‌تواند رانندگی را خطرناک کند.»

Vision impairment can make driving dangerous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disabilityناتوانی

رایج/رسمی. معمولا برای ناتوانی‌های طولانی یا مزمن استفاده می‌شود؛ در مورد کاهش عملکرد قابل جایگزینی است اما ناتوانی بار حقوقی و اجتماعی دارد.

Common/formal. Often used for long-term or chronic impairments; interchangeable when referring to functional loss but 'disability' can have social/legal connotations.

defectعیب

رسمی. به نقض یا نقصی مادرزادی یا ساختاری گفته می‌شود؛ در زمینه پزشکی جایگزین impairment می‌شود اما کمتر برای کاهش عملکرد استفاده می‌شود.

Formal. Refers to a flaw or fault, often congenital or structural; can replace impairment in medical contexts but less used for functional losses.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — اختلال ذهنی

اختلال ذهنینقص شناختی

کاهش یا اختلالی که به‌طور خاص مرتبط با عملکرد ذهنی یا شناختی است

An impairment specifically related to mental or cognitive function

«اختلال شناختی پس از سکته شایع است.»

Cognitive impairment is common after a stroke.

«تشخیص زودهنگام می‌تواند پیشرفت نقص را کند کند.»

Early diagnosis can help slow impairment progression.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000