impartiality

im·par·tial·i·ty/ˌɪmpɑːrˈʃælɪti/
im-notpartialbiased-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — بی‌طرفی

بی‌طرفیامانت‌داری

ویژگی عدم جانب‌داری و بی‌طرفی در رفتار و قضاوت.

The quality of being fair and unbiased, treating all sides equally.

«قاضی‌ها باید همیشه بی‌طرفی را حفظ کنند.»

Judges must maintain impartiality at all times.

«بی‌طرفی برای محاکمه‌های عادلانه بسیار مهم است.»

Impartiality is crucial for fair trials.

تفاوت با واژه‌های مشابه
neutralityبی‌طرفی

متداول. به معنای بی‌طرف یا بدون پیش‌داوری، مرتبط و گاهی با مفهوم سیاسی.

Common. Refers to being neutral or unbiased, closely related but can have political implications too.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000