در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بیطرف و منصفانه، بدون جانبداری نسبت به هیچ طرفی.
Not supporting or favoring any side; fair and unbiased.
«قاضی باید در طول دادگاه بیطرف بماند.»
“The judge must remain impartial during the trial.”
«تصمیم منصفانه برای عدالت ضروری است.»
“An impartial decision is essential for justice.”
متداول. هنگامی که به عدم جانبداری اشاره دارد، میتواند جایگزین impartial شود، مخصوصاً در موقعیتهای منازعه. بهعنوان مثال: «قاضی خنثی» مناسب است اما «نظر خنثی» ممکن است تفاوت داشته باشد.
Common. Can replace 'impartial' when referring to not taking sides, especially in conflicts. Example: 'neutral judge' works, but 'neutral opinion' may differ in nuance.
رسمی/متداول. تاکید بر نبودن تعصب یا پیشداوری. میتواند جایگزین impartial بهخصوص در زمینههای تحلیلی یا ارزیابی باشد.
Formal/common. Emphasizes freedom from prejudice or preconception. Can substitute 'impartial' especially in analytical or evaluative contexts.