impeccable

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pec·ca·ble/ɪmˈpɛkəbl/
im-notpeccablecapable of sin or fault (from Latin)
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more impeccablesuperlative (عالی): most impeccable

صفت — بی‌نقص

بی‌نقصکاملبدون ایراد

بی‌نقص، بدون هیچ خطا یا ایرادی.

Perfect, without any faults or errors.

«او سلیقه‌ای بی‌نقص در مد دارد.»

“She has impeccable taste in fashion.”

«کارش بی‌نقص و بدون خطا بود.»

“His work was impeccable and error-free.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
flawless— بی‌عیب

رسمی، تأکید بر کمال کامل؛ تقریباً با impeccable قابل تعویض است.

Formal, emphasizing complete perfection; nearly interchangeable with 'impeccable'.

perfect— کامل

رایج، اصطلاح کلی برای بی‌عیب بودن؛ بسته به متن قابل تعویض است.

Common, general term for without faults; interchangeable depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000