در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که پول کمی دارد یا فقیر است.
Having little or no money; poor.
«دانشجوی بیپول برای پرداخت شهریه مشکل داشت.»
“The impecunious student struggled to pay tuition.”
«او از خانوادهای بیپول آمده بود.»
“He came from an impecunious family.”
متداول. واژه کلی برای نداشتن پول.
Common. General term for lacking money.