در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل کاشت در بافت زنده، به ویژه به روش جراحی.
Capable of being implanted in living tissue, especially surgically.
«دستگاه جدید کاملاً قابل کاشت است.»
“The new device is fully implantable.”
«دانشمندان در حال توسعه حسگرهای کاشتنی هستند.»
“Scientists are developing implantable sensors.”