indulgently

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·dul·gent·ly/ɪnˈdʌldʒəntli/
in-in / intodulgeto allow (from Latin 'indulgere')-entperforming / causing-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): indulgentposition (جایگاه): end

قید — با اغماض

با اغماضبا مدارابا بخشندگی

به شیوه‌ای که بیش از حد سخاوتمندانه یا با گذشت نسبت به کسی است، اغلب به ضرر احتمالی او؛ اجازه دادن به کسی برای داشتن یا انجام آنچه می‌خواهد.

In a way that is overly generous or lenient towards someone, often to their potential detriment; allowing someone to have or do what they want.

«مادربزرگ با اغماض به نوه‌هایش اجازه داد هر چقدر که می‌خواهند بستنی بخورند.»

The grandmother indulgently allowed her grandchildren to eat as much ice cream as they wanted.

«او با مدارا به کارهای بچه‌گانه آنها لبخند زد و آنها را سرگرم‌کننده یافت.»

He smiled indulgently at their childish antics, finding them amusing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lenientlyبا ملایمت

متداول. بر مهربان یا بردبار بودن، به ویژه در قضاوت یا تنبیه، تأکید دارد. اغلب با 'indulgently' قابل تعویض است وقتی تمرکز بر رویکرد آرام یا بخشنده است. 'معلم با دانش‌آموزان با ملایمت رفتار کرد' درست است، شبیه به 'معلم با دانش‌آموزان با اغماض رفتار کرد'.

Common. Emphasizes being merciful or tolerant, especially in judging or punishing. Often interchangeable with 'indulgently' when the focus is on a relaxed or forgiving approach. 'The teacher treated the students leniently' works, similar to 'The teacher treated the students indulgently'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000