adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more inelegantsuperlative (عالی): most inelegant
صفت — نازشکلی
نازشکلیناخوشایند
فاقد ظرافت، سبک یا خوشفرمی؛ نامناسب یا ناخوشایند.
Lacking grace, style, or refinement; awkward or unattractive.
«راهحل او عملی بود اما فاقد ظرافت بود.»
“His solution was practical but inelegant.”
«طرح ناخوشایند و زمخت به نظر میرسید.»
“The design looked inelegant and clumsy.”
تفاوت با واژههای مشابه
awkward— دستوپاچلفتی
رایج. تاکید بر بیدستی یا فاقد ظرافت بودن دارد؛ تا حدی قابل جایگزینی است.
Common. Stresses clumsiness or lack of grace; partially interchangeable.