inhuman

in·hu·man/ɪnˈhjuːmən/
in-nothumanof or relating to people
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more inhumansuperlative (عالی): most inhuman

صفت — غیرانسانی

غیرانسانیبی‌رحم

ظالمانه یا بی‌عاطفه؛ غیرانسانی و بی‌رحم.

Cruel or lacking compassion; not humane.

«زندانیان از رفتار غیرانسانی رنج بردند.»

The prisoners suffered inhuman treatment.

«شرایط غیرانسانی باعث مرگ‌های زیادی شد.»

Inhuman conditions caused many deaths.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cruelظالم

رایج. به معنی عمدی رساندن رنج است، در بسیاری موارد جایگزین inhuman می‌شود.

Common. Means causing suffering intentionally, can replace 'inhuman' in many cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000