insist

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·sist/ɪnˈsɪst/
in-into / onsiststand / persist
verb (فعل)commonpast (گذشته): insistedpast participle (مفعولی): insisted-ing (حال): insisting3rd (سوم): insists

فعل — پافشاری کردن

پافشاری کردناصرار داشتن

با پافشاری یا تأکید قوی بیان کردن که چیزی درست است یا باید انجام شود

To firmly state or demand that something is true or must be done

«او اصرار داشت که هزینه شام را پرداخت کند.»

She insisted on paying for dinner.

«او پافشاری کرد که بی‌گناه است.»

He insisted that he was innocent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demandمطالبه کردن

رسمی است. اغلب وقتی درخواست یا مطالبه قوی است جایگزین insist می‌شود، مثلاً 'او مطالبه توضیح کرد' و 'او پافشاری بر توضیح داشت' مشابه‌اند، ولی demand قوی‌تر است.

Formal. Can often replace insist when expressing a strong request or demand, e.g. 'She demanded an explanation' works similarly to 'She insisted on an explanation', but demand is more forceful.

persistمداومت کردن

رایج است. معنای مشابه دارد ولی تأکید روی استمرار یا تداوم عمل یا باور است، نه فقط بیان آن.

Common. Similar meaning but emphasizes continuing action or belief rather than just stating it once; 'persist' focuses more on duration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000