intolerance

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·tol·er·ance/ɪnˈtɒlərəns/
in-negation / nottolerbear, endure-ancestate or quality of
1noun (اسم)common

اسم — بی‌تحملی

بی‌تحملیعدم تحمل

ناتوانی یا عدم تمایل به پذیرش نظرات، باورها یا رفتارهای متفاوت.

The unwillingness or refusal to accept different opinions, beliefs, or behaviors.

«بی‌تحملی نسبت به ادیان دیگر می‌تواند به درگیری‌ها منجر شود.»

Intolerance of other religions can lead to conflicts.

«بی‌تحملی او نسبت به نظرات مختلف باعث بحث‌ها شد.»

Her intolerance towards different opinions caused arguments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bigotryتعصب

رسمی. شدیدتر و منفی‌تر از intolerance، به تعصب سرسخت و ناعادلانه اشاره دارد؛ در مباحث جدی درباره تبعیض استفاده می‌شود.

Formal. Stronger and more negative than intolerance, implying stubborn and unfair prejudice; used in serious contexts about discrimination.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — حساسیت

حساسیتعدم تحملناسازگاری

حساسیت غیرطبیعی یا واکنش منفی به برخی مواد، به‌ویژه در غذا یا دارو.

An abnormal sensitivity or adverse reaction to certain substances, especially in food or medicine.

«او عدم تحمل لاکتوز دارد و نمی‌تواند شیر بنوشد.»

She has lactose intolerance and cannot drink milk.

«عدم تحمل گلوتن می‌تواند باعث مشکلات گوارشی شود.»

Intolerance to gluten can cause digestive problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allergyآلرژی

رایج. گاهی به جای intolerance پزشکی استفاده می‌شود، اما آلرژی معمولاً واکنش ایمنی است و intolerance ممکن است چنین نباشد.

Common. Often used interchangeably with medical intolerance, but allergy usually involves immune system reactions while intolerance may not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000