در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل intone؛ با لحن موسیقیایی یا یکنواخت گفتن یا خواندن.
Past tense of intone: to say or recite with a musical or monotonous tone.
«او نماز را به آرامی و با وقار خواند.»
“He intoned the prayer slowly and solemnly.”
«معلم شعر را برای کلاس با لحن خاص خواند.»
معمولاً معنای مشابه هنگام خواندن متون مذهبی یا ریتمیک.
Often similar meaning when intoning religious or rhythmic texts.