kick against the pricks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick a·gainst the pricks/kɪk əˈɡɛnst ðə prɪks/
phrase (عبارت)literary

عبارت — بیهوده مقاومت کردن

بیهوده مقاومت کردنبه ضرر خود سرکشی کردن

بیهوده در برابر قدرت یا سرنوشت مقاومت کردن و به خود آسیب زدن.

To resist authority or fate in a way that only harms oneself.

«با رد کردن هر قانون، بیهوده مقاومت می‌کرد.»

He was kicking against the pricks by refusing every rule.

«این مقاومت بیهوده را کنار بگذار و تصمیم را بپذیر.»

Stop kicking against the pricks and accept the decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000