kidnaps

kid·naps/ˈkɪdnæps/
verb (فعل)commonpast (گذشته): kidnappedpast participle (مفعولی): kidnapped-ing (حال): kidnapping3rd (سوم): kidnaps

فعل — می‌رباید

می‌ربایدآدم‌ربایی می‌کند

فردی را به زور و به‌طور غیرقانونی می‌رباید، معمولاً برای گرفتن پول یا خواسته‌های دیگر.

Takes someone away illegally by force, usually to get money or other demands.

«جنایتکار کودک را برای گروگان می‌رباید.»

The criminal kidnaps the child for ransom.

«او افراد ثروتمند را برای درخواست پول می‌رباید.»

He kidnaps wealthy people to demand money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abductربودن

رسمی. به ربودن اجباری کسی اشاره دارد؛ اغلب در متون حقوقی یا رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Means forcibly taking someone away; often used legally or officially.

snatchقاپیدن

غیررسمی. به گرفتن سریع اشاره دارد، می‌تواند به ربودن یا دزدیدن اشاره کند.

Informal. Implies a quick grab, can refer to abducting but also to stealing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000