kip

/kɪp/
1noun (اسم)informal

اسم — چرت

چرتخواب کوتاه

اصطلاح غیررسمی بریتانیایی برای خواب کوتاه یا چرت زدن.

British informal term for a short sleep or nap.

«بعد از ناهار چرت کوتاهی زدم.»

I took a quick kip after lunch.

«روی کاناپه خواب کوتاهی کرد.»

She had a kip on the sofa.

تفاوت با واژه‌های مشابه
napچرت

رایج. خواب کوتاه، معمولاً در روز.

Common. A short sleep, usually during the day.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): kippedpast participle (مفعولی): kipped-ing (حال): kipping3rd (سوم): kips

فعل — چرت زدن

چرت زدنخوابیدن

خوابیدن یا چرت زدن.

To sleep or nap.

«بعد از کار یک ساعت چرت زد.»

He kipped for an hour after work.

«آخر هفته‌ها دوست دارم چرت بزنم.»

I like to kip on weekends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
napچرت زدن

رایج. خواب کوتاه، معمولاً در روز.

Common. To take a short sleep, usually during the day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000