kisser

kiss·er/ˈkɪsər/
kissto touch with the lips as a sign of affection-erone who performs an action / instrument
1noun (اسم)informalplural (جمع): kissers

اسم — بوسنده

بوسندهبوسه‌دهنده

کسی که می‌بوسد، به ویژه به طور عادت یا مشتاقانه.

A person who kisses, especially habitually or eagerly.

«او خیلی اهل بوسیدن است، همیشه با یک بوسه کوچک روی گونه سلام می‌کند.»

He's quite a big kisser, always greeting with a peck on the cheek.

«وقتی خوشحال است، یک بوسه‌دهنده شیرین و کوچک است.»

She's a sweet little kisser when she's happy.

2noun (اسم)slangplural (جمع): kissers

اسم — دهن

دهنکلّه

اصطلاح عامیانه غیررسمی برای دهان یا صورت یک شخص.

Informal slang for a person's mouth or face.

«اگه حرف خوبی نداری، دهنت رو ببند.»

Keep your kisser shut if you don't have anything nice to say.

«او درست خورد تو صورتش.»

He got punched right in the kisser.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mugصورت

غیررسمی/عامیانه. به صورت یک شخص اشاره دارد، اغلب به معنای ظاهری تا حدودی غیرجذاب یا معمولی، یا در عباراتی مانند «عکس جنایی» استفاده می‌شود. زمانی که به صورت به روشی عامیانه، گاهی کمی توهین‌آمیز اشاره می‌کند، قابل تعویض است. «آن قیافه را از روی صورتت پاک کن» شبیه «آن دهن را از روی صورتت پاک کن» کار می‌کند.

Informal/slang. Refers to a person's face, often implying a somewhat unattractive or ordinary appearance, or used in phrases like 'mug shot'. Interchangeable when referring to the face in a casual, sometimes slightly derogatory way. 'Wipe that mug off your face' works similarly to 'Wipe that kisser off your face'.

yapدهان

غیررسمی/عامیانه. به طور خاص به دهان اشاره دارد، اغلب به معنای حرف زدن بیش از حد یا آزاردهنده. «دهانت را ببند!» یک عبارت رایج است. زمانی که به دهان به روشی بی‌ادبانه یا تحقیرآمیز، به ویژه در مورد حرف زدن، اشاره می‌کند، قابل تعویض است.

Informal/slang. Refers specifically to the mouth, often implying excessive or annoying talk. 'Shut your yap!' is a common expression. Interchangeable when referring to the mouth in a rude or dismissive way, especially about talking.

3noun (اسم)informalplural (جمع): kissers

اسم — حشره گزنده

حشره گزندهپشه

حشره‌ای کوچک و گزنده، به ویژه پشه.

A small, biting insect, especially a mosquito.

«حشرات گزنده نزدیک باتلاق وحشتناک بودند.»

The kissers were terrible near the swamp.

«اسپری حشره‌کش را فراموش نکنید تا حشرات گزنده را دور نگه دارد.»

Don't forget the bug spray to keep the kissers away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mosquitoپشه

متداول/خاص. حشره دقیقی که اغلب در این مفهوم به آن 'kisser' می‌گویند. قابل تعویض است زیرا 'kisser' اغلب یک اصطلاح محاوره‌ای برای پشه است.

Common/specific. The exact insect often referred to as a 'kisser' in this sense. Interchangeable as 'kisser' is often a colloquial term for mosquito.

gnatپشه ریز

متداول. یک اصطلاح عمومی برای انواع مگس‌های کوچک دو بال که اغلب می‌گزند. اگر حشره گزنده کوچک یک پشه ریز باشد، قابل تعویض است، اما پشه ریز گسترده‌تر از پشه است.

Common. A general term for any of various small, two-winged flies that often bite. Interchangeable if the small biting insect is a gnat, but gnat is broader than mosquito.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000