در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نشاندهنده یا بروز احساس محبت از طریق بوسیدن یا تقلید آن بهصورت مکرر.
Showing or expressing affection by frequent kissing or mimicking.
«رفتار بوسهای او او را خجالتزده کرد.»
“Her kissy behavior embarrassed him.”
«بچه لبخندهای بوسهای به مادرش زد.»
“The baby gave kissy smiles to the mother.”
واژه کلی برای نشان دادن عشق؛ kissy تأکید بر بوسیدن دارد.
General word for showing love; kissy emphasizes kissing specifically.