klutziness

klutz·i·ness/ˈklʌtsinəs/
klutza clumsy person-iconnective vowel-nessstate or quality of being
noun (اسم)informal

اسم — بی‌دست و پایی

بی‌دست و پاییناشی‌گریدست و پا چلفتی بودن

کیفیت یا حالت دست و پا چلفتی بودن؛ بی‌دست و پایی.

The quality or state of being a klutz; clumsiness.

«دست و پا چلفتی بودن او جذاب بود، هرچند گاهی کثیف‌کاری به بار می‌آورد.»

His klutziness was charming, though sometimes messy.

«با وجود بی‌دست و پایی‌اش، او یک هنرمند با استعداد بود.»

Despite her klutziness, she was a talented artist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clumsinessناشی‌گری

رایج. «ناشی‌گری» اصطلاح استانداردتر و رایج‌تری برای بی‌دست و پایی فیزیکی است. «کلوتزینس» غیررسمی است و بر ویژگی «کلوتز» بودن تأکید می‌کند. «ناشی‌گری او باعث شد سینی را بیندازد.» در مقابل «کلوتزینس ذاتی او اغلب منجر به حوادث خنده‌دار می‌شد.»

Common. 'Clumsiness' is the more standard and widely used term for physical awkwardness. 'Klutziness' is informal and emphasizes the characteristic of being a 'klutz'. 'Her clumsiness caused her to drop the tray.' vs. 'His inherent klutziness often led to funny accidents.'

awkwardnessناهمواری

رایج. «ناهمواری» می‌تواند به بی‌دست و پایی فیزیکی اشاره داشته باشد، اما همچنین به ناراحتی یا دشواری اجتماعی نیز مربوط می‌شود. «کلوتزینس» به طور خاص به هماهنگی فیزیکی مربوط است. «او در سکوت احساس ناهمواری کرد.» در مقابل «بی‌دست و پایی او هنگام لغزیدن روی پله‌ها آشکار بود.»

Common. 'Awkwardness' can refer to physical clumsiness but also to social discomfort or difficulty. 'Klutziness' is specifically about physical coordination. 'He felt an awkwardness in the silence.' vs. 'Her klutziness was evident as she stumbled on the stairs.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000