knocks

/nɒks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): knocks

اسم — کوبیدن

کوبیدنضربه

صدایی که هنگام کوبیدن به در یا سطح ایجاد می‌شود.

The sound made when hitting a door or surface.

«سه ضربه به در شنیدم.»

I heard three knocks at the door.

«شب صدای کوبیدن بلندی بود.»

There were loud knocks in the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapکوبیدن آرام

رایج. صدای آرام کوبیدن، کمتر از knock است.

Common. A light knocking sound, less forceful than knock.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): knockedpast participle (مفعولی): knocked-ing (حال): knocking3rd (سوم): knocks

فعل — زدن

زدنکوبیدن

زدن به سطحی با ضربه سریع، معمولاً برای جلب توجه.

To strike a surface with a quick blow, often to attract attention.

«قبل از ورود به در می‌کوبد.»

She knocks on the door before entering.

«او برای بیدار کردن آن‌ها بلند زدن به در کرد.»

He knocked loudly to wake them up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapزدن آرام

رایج. معمولاً صدای آرام‌تری نسبت به knock است.

Common. Usually a lighter sound than knock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000