lacquer

lac·quer/ˈlækər/
1noun (اسم)common

اسم — لاک

لاکپوشش براق

یک پوشش سخت و براق که برای محافظت یا تزئین سطح‌ها به کار می‌رود.

A hard, glossy coating used to protect or decorate surfaces.

«او روی میز چوبی لاک زد.»

She applied lacquer to the wooden table.

«لاک سطح را براق کرد.»

The lacquer gave the surface a shiny finish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
varnishرزین پوششی

کاربرد مشابه دارد اما لاک معمولاً براق‌تر و پوشاننده‌تر از ورنی است.

Similar in use, but varnish can be less shiny and more transparent compared to lacquer.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): lacqueredpast participle (مفعولی): lacquered-ing (حال): lacquering3rd (سوم): lacquers

فعل — لاک زدن

لاک زدنلاک کشیدن

پوشاندن سطحی با لاک برای محافظت یا زیباسازی.

To coat with lacquer to protect or decorate a surface.

«آن‌ها روی مبلمان لاک زدند تا آن را حفظ کنند.»

They lacquered the furniture to preserve it.

«هنرمند مجسمه را با دقت لاک زد.»

The artist lacquered the sculpture carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
varnishورنی زدن

با کاربرد مشابه ولی ورنی از نظر بافت و براقیت کمی متفاوت است.

Used similarly but varnish can differ slightly in texture and gloss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000