lacquered

laq·quered/ˈlækərd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): lacqueredpast participle (مفعولی): lacquered-ing (حال): lacquering3rd (سوم): lacquers

فعل — لاک زده

لاک زدهروکش شده

پوشانده شده با لایه‌ای صاف و براق، معمولاً برای حفاظت یا زیبایی.

Covered with a smooth, glossy coating, often for protection or decoration.

«میز برای جلوگیری از آسیب آب، لاک زده شده بود.»

The table was lacquered to prevent water damage.

«او مجسمه چوبی را با دقت لاک زد.»

She lacquered the wooden sculpture carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
varnishedلاکی شده

رسمی. سطحی مشابه؛ در زمینه پوشاندن سطح قابل جایگزین است.

Formal. Similar finish; interchangeable in contexts of coating surfaces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000