landmines

land·mines/ˈlændˌmaɪnz/
landearth, groundminean explosive device buried in the ground
1noun (اسم)commonplural (جمع): landmines

اسم — مین زمینی

مین زمینیمین

مواد منفجره‌ای که روی سطح زمین یا کمی زیر آن کار گذاشته می‌شوند و برای انفجار هنگام پا گذاشتن یا دستکاری طراحی شده‌اند و اغلب در جنگ استفاده می‌شوند.

Explosive devices laid on or just under the surface of the ground, designed to explode when stepped on or disturbed, often used in warfare.

«جان‌های بی‌گناه زیادی به دلیل مین‌های زمینی از دست می‌روند.»

Many innocent lives are lost due to landmines.

«تلاش‌ها برای پاکسازی مین‌های زمینی از مناطق جنگ‌زده در حال انجام است.»

Efforts are being made to clear landmines from war-torn areas.

2verb (فعل)technicalpast (گذشته): landminedpast participle (مفعولی): landmined-ing (حال): landmining3rd (سوم): landmines

فعل — مین‌گذاری کردن

مین‌گذاری کردن

در منطقه‌ای مین زمینی کاشتن یا مستقر کردن.

To deploy or plant landmines in an area.

«ارتش در حال عقب‌نشینی جاده‌ها را مین‌گذاری کرد.»

The retreating army landmined the roads.

«روستاییان نگرانند که ممکن است منطقه هنوز مین‌گذاری شده باشد.»

Villagers fear that the area might still be landmined.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mineمین‌گذاری کردن

رایج. اغلب به معنای قرار دادن مواد منفجره به جای 'مین زمینی' استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند به استخراج مواد معدنی اشاره داشته باشد. 'سربازان منطقه را مین‌گذاری کردند' درست است، 'آنها منطقه را مین‌گذاری کردند' کمتر رایج اما قابل قبول است.

Common. Often used synonymously with 'landmine' when referring to the act of placing explosive devices. Can also refer to excavating minerals. 'The soldiers mined the area.' Works, 'They landmined the area' is less common but acceptable.

trapبه تله انداختن

عمومی. به معنای گرفتن یا نگه داشتن چیزی. می‌توان برای هر نوع تله‌ای استفاده کرد، نه فقط مواد منفجره. 'او حیوان را به تله انداخت' درست است، 'آنها دشمن را با مین زمینی به تله انداختند' کاربرد مجازی است.

General. To catch or hold something. Can be used for setting any kind of trap, not just explosives. 'He trapped the animal.' Works, 'They trapped the enemy with landmines' is a figurative use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000