leatherjacket

leath·er·jack·et/ˈlɛðərdʒækɪt/
leatheranimal skin prepared for usejacketa short coat
1noun (اسم)technicalplural (جمع): leatherjackets

اسم — ماهی چرم‌پوش

ماهی چرم‌پوشماهی چرمی

نوعی ماهی که معمولاً پوستی سفت و چرمی دارد.

A type of fish, typically with tough, leathery skin.

«هنگام ماهیگیری یک ماهی چرم‌پوش کوچک صید کردیم.»

We caught a small leatherjacket while fishing.

«ماهی چرم‌پوش به خاطر پوست متمایزش شناخته شده است.»

The leatherjacket is known for its distinctive skin.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): leatherjackets

اسم — لارو مگس درازپا

لارو مگس درازپاکرم ریشه خوار

لارو نوعی مگس درازپا (cranefly) که آفت گیاهی است و از ریشه‌ها تغذیه می‌کند.

The larva of a cranefly, a pest that feeds on plant roots.

«لاروهای مگس درازپا می‌توانند آسیب قابل توجهی به چمن‌ها وارد کنند.»

Leatherjackets can cause significant damage to lawns.

«باغبانان برای کنترل آلودگی به لارو مگس درازپا از آفت‌کش‌ها استفاده می‌کنند.»

Gardeners use pesticides to control leatherjacket infestations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000