let things be

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lɛt θɪŋz bi/
phrase (عبارت)common

عبارت — به حال خود گذاشتن

به حال خود گذاشتندخالت نکردن

دخالت نکردن و گذاشتن اوضاع همان‌طور بماند.

To stop interfering and leave a situation unchanged.

«شاید مشکل خودش حل شود؛ دخالت نکن.»

The problem may resolve itself; let things be.

«فعلاً بگذار اوضاع به حال خودش باشد.»

Just let things be for a while.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000