اسم — اجاره دادن
عمل اجازه دادن به کسی برای استفاده از ملک یا فضا در ازای دریافت پول، معمولاً اجاره.
The action of allowing someone to use a property or space in exchange for payment, typically rent.
«این آژانس مسئولیت اجاره ملک در شهر را بر عهده دارد.»
“The agency handles property letting in the city.”
«آنها در اجارههای کوتاهمدت تخصص دارند.»
“They specialize in short-term lettings.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. مستقیماً قابل جایگزینی است وقتی به عمل فراهم کردن چیزی برای اجاره اشاره دارد. 'بازار اجاره شلوغ است' به همان معنای 'بازار رهن است'.
Everyday. Directly interchangeable when referring to the act of providing something for rent. 'The rental market is busy' works the same as 'the letting market'.
فعل — اجازه دادن
شکل حال استمراری یا اسم مصدر فعل 'let' به معنای اجازه دادن یا رخصت دادن.
Present participle of 'let', meaning to allow or permit.
«او به بچههایش اجازه میدهد بیرون بازی کنند.»
“She is letting her children play outside.”
«رها کردن خشم میتواند دشوار باشد.»
“Letting go of anger can be difficult.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. در بیشتر موارد به معنای دادن اجازه کاملاً قابل جایگزینی است. 'اجازه دسترسی ضروری است' کاربرد دارد اما 'رها کردن بادکنک' چندان مناسب نیست.
Formal. Directly interchangeable in most contexts when meaning to grant permission. 'Permitting access is essential' works, 'letting go of the balloon' doesn't quite fit.