permitting

per·mit·ting/pərˈmɪtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): permittedpast participle (مفعولی): permitted-ing (حال): permitting3rd (سوم): permits

فعل — اجازه دادن

اجازه دادنمجاز بودن

دادن اجازه یا مجوز برای انجام کاری.

Giving permission or allowing something to happen.

«قانون آزادی‌های بیشتری برای شهروندان مجاز می‌داند.»

The law is permitting more freedoms for citizens.

«آنها بعد از ساعات کاری بازدیدکنندگان را اجازه می‌دهند.»

They are permitting visitors after hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allowingاجازه دادن

رایج. نزدیکی زیادی با 'permitting' دارد و اغلب قابل جایگزینی است.

Common. 'Allowing' is very similar and often interchangeable with 'permitting'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000