در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کیفیت دلپذیر بودن و به راحتی دوستداشتنی بودن؛ جذابیت شخصیتی.
The quality of being pleasant and easy to like; attractiveness in personality.
«دوستداشتنی بودن بالای او، او را مورد علاقه همکاران قرار داد.»
“Her high likeability made her a favorite among colleagues.”
«سیاستمداران اغلب سعی میکنند دوستداشتنی بودن خود را برای کسب آرا افزایش دهند.»
“Politicians often try to boost their likeability to win votes.”
رایج. به یک کیفیت دلپذیر یا ویژگیای که کسی را جذاب میکند، اشاره دارد. 'Charm' اغلب به یک کیفیت فعالتر و فریبنده اشاره دارد که میتواند برای تأثیرگذاری استفاده شود، در حالی که 'likeability' یک کیفیت ذاتی منفعلتر از مقبولیت عمومی است. 'جذابیت او او را مجذوب کرد' درست است، 'دوستداشتنی بودن او او را مجذوب کرد' کمتر در مورد ترغیب فعال است.
Common. Refers to a pleasing quality or trait that makes someone attractive. 'Charm' often implies a more active, captivating quality that can be used to influence, whereas 'likeability' is a more passive, inherent quality of being generally agreeable. 'His charm won her over' works, 'His likeability won her over' is less about active persuasion.