فعل — لنگیدن
به دلیل آسیب دیدگی پا یا ساق پا، با دشواری راه رفتن.
Walk with difficulty, typically because of an injured leg or foot.
«سگ زخمی هر وقت راه میرود، میلنگد.»
“The injured dog limps whenever it walks.”
«او همیشه بعد از دویدن طولانی به دلیل یک آسیب قدیمی میلنگد.»
“He always limps after a long run because of an old injury.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. راه رفتنی ناهموارتر و ناپایدارتر از یک 'لنگیدن' کلی را نشان میدهد، که اغلب به معنای درد یا ناپایداری بیشتر است. 'او با مچ پای پیچ خوردهاش لنگلنگان راه میرفت' درست است.
Common. Suggests a more awkward and less steady walk than a general 'limp', often implying greater pain or instability. 'He hobbled on his sprained ankle' works.
متداول. به معنای نزدیک شدن به افتادن و از دست دادن تعادل است. این یک عمل موقت است، در حالی که 'limp' میتواند مداوم باشد. 'او روی سنگی سکندری خورد' درست است.
Common. Implies nearly falling, losing one's balance. It's a temporary action, whereas 'limp' can be continuous. 'He stumbled over a rock' is correct.
اسم — لنگیدن
نحوه خاصی از راه رفتن به دلیل آسیب دیدگی یا ناتوانی در پا یا ساق پا.
A particular manner of walking due to an injury or disability in a leg or foot.
«بعد از تصادف، او با لنگیدن آشکاری راه میرفت.»
“After the accident, he walked with a noticeable limp.”
«اسب لنگش خفیفی داشت که سوارکار متوجه آن شد.»
“The horse had a slight limp that the jockey noticed.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. یک اصطلاح کلی برای نحوه راه رفتن یک فرد یا حیوان. 'طرز راه رفتن عجیب' میتواند به لنگیدن اشاره کند، اما به هر سبک راه رفتن متمایز نیز اطلاق میشود.
Formal/technical. A general term for a person or animal's manner of walking. 'A peculiar gait' can refer to a limp, but also to any distinct walking style.