lobby

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lob·by/ˈlɒb.i/
1noun (اسم)commonplural (جمع): lobbies

اسم — لابی

لابیسالن انتظار

فضایی نزدیک ورودی ساختمان مانند هتل یا تئاتر برای نشستن یا انتظار.

A hall or area near the entrance of a building, like a hotel or theater.

«در سالن انتظار هتل منتظر دوستانمان ماندیم.»

We waited in the hotel lobby for our friends.

«لابی با نقاشی‌های زیبا تزئین شده بود.»

The lobby was decorated with beautiful paintings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foyerفضای ورودی

رسمی. به فضای ورودی ساختمان‌های بزرگ یا تئاترها اشاره دارد و در این موارد جایگزین lobby می‌شود.

Formal. Refers specifically to an entrance area in large buildings or theaters. Can replace lobby in formal buildings.

hallسالن

رایج. معنای کلی‌تر دارد و می‌تواند هر اتاق بزرگ یا راهرویی باشد.

Common. Broader meaning, can be any large room or corridor inside a building.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): lobbiedpast participle (مفعولی): lobbied-ing (حال): lobbying3rd (سوم): lobbies

فعل — نفوذ کردن

نفوذ کردنتحت فشار قرار دادن

تلاش برای متقاعد کردن مقامات به حمایت یا مخالفت با یک موضوع یا سیاست.

To try to persuade officials to support or oppose a cause or policy.

«آنها برای تغییر قانون به دولت فشار آوردند.»

They lobbied the government to change the law.

«گروه‌های زیست‌محیطی برای کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر آلودگی نفوذ می‌کنند.»

Environmental groups lobby for stricter pollution controls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
influenceتاثیر گذاشتن

رایج. به معنای تاثیرگذاری بر تصمیم یا نظر کسی معمولاً از طریق قانع کردن.

Common. Means to have an effect on someone’s decisions or opinions, often through persuasion.

persuadeمتقاعد کردن

رایج. به معنای قانع کردن کسی برای انجام یا باور چیزی است.

Common. Specifically means convincing someone to do or believe something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000