lobbies

lob·bies/ˈlɒbiz/
1noun (اسم)formalplural (جمع): lobbies

اسم — گروه فشار

گروه فشارگروه نفوذ

گروه‌هایی که تلاش می‌کنند سیاستمداران یا مقامات را برای حمایت از موضوعات خاص تحت تأثیر قرار دهند.

Groups that try to influence politicians or public officials to support specific causes or interests.

«گروه‌های فشار محیط زیست با قانون جدید مخالفت کردند.»

The environmental lobbies opposed the new law.

«گروه‌های نفوذ با سناتور برای بحث درباره لایحه ملاقات کردند.»

Lobby groups met with the senator to discuss the bill.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): lobbiedpast participle (مفعولی): lobbied-ing (حال): lobbying3rd (سوم): lobbies

فعل — نفوذ کردن

نفوذ کردنفشار آوردن

تلاش کردن برای تحت تأثیر قرار دادن سیاستمداران یا مقامات جهت حمایت از سیاست‌ها یا تصمیمات خاص.

To try to influence politicians or officials to support certain policies or decisions.

«آن‌ها برای قوانین سخت‌تر به دولت فشار آوردند.»

They lobbied the government for stricter laws.

«شرکت‌ها به مقامات برای کاهش مالیات فشار می‌آورند.»

Companies lobby officials to reduce taxes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
influenceتأثیر گذاشتن

رایج و رسمی. به معنی تأثیرگذاری بر تصمیمات است و در بسیاری از موقعیت‌ها می‌تواند جایگزین lobby شود.

Common and formal. Means affecting decisions, can replace 'lobby' in many contexts.

advocateمدافع

رسمی. تأکید بر حمایت فعال از یک موضوع دارد.

Formal. Emphasizes active support for a cause.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000