در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضوی از یک قوم ژرمنی که در قرن ششم پس از میلاد به ایتالیا حمله کردند و پادشاهیای در شمال آن تأسیس نمودند.
A member of a Germanic people who invaded Italy in the 6th century A.D. and established a kingdom in the north.
«لمباردها در اوایل قرون وسطی ایتالیا تأثیرگذار بودند.»
“The Lombards were influential in early medieval Italy.”
«پادشاهی آنها به نام لومباردی شناخته میشد.»
“Their kingdom was known as Lombardy.”
مربوط به قوم لمبارد یا منطقه لومباردی.
Of or relating to the Lombards or Lombardy.
«معماری لمبارد را میتوان در شمال ایتالیا دید.»
“Lombard architecture can be seen in northern Italy.”
«او تاریخ لمبارد را مطالعه کرد.»
“He studied Lombard history.”