بازگشت

longer

long·er/ˈlɒŋɡər/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): longersuperlative (عالی): longest
بلندترطولانی‌تر

دارای طول بیشتر. (صفت تفضیلی 'long')

Having greater length. (comparative of 'long')

«این طناب از آن یکی بلندتر است.»

This rope is longer than that one.

«برای اتاق ناهارخوری به یک میز بلندتر نیاز دارم.»

I need a longer table for the dining room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendedکشیده‌تر، گسترده‌تر

روزمره. اغلب به معنای چیزی است که کشیده شده یا برای مدت یا مسافت بیشتری ادامه یافته است. 'یک گارانتی تمدید شده' درست است. 'Longer' صرفاً یک طول مقایسه‌ای را بیان می‌کند.

Everyday. Often implies something that has been stretched or made to last for a greater duration or distance. 'An extended warranty' works. 'Longer' simply states a comparative length.

tallerقدبلندتر

روزمره. به طور خاص به ارتفاع عمودی اشاره دارد. 'یک ساختمان بلندتر' درست است. 'Longer' برای طول افقی یا مدت زمان استفاده می‌شود.

Everyday. Specifically refers to vertical height. 'A taller building' works. 'Longer' is used for horizontal length or duration.

متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): timeadjective (صفت): longposition (جایگاه): end
بیشتربرای مدت طولانی‌تر

برای مدت زمان طولانی‌تر. (قید تفضیلی 'long')

For a greater duration of time. (comparative of 'long')

«من دیگر نمی‌توانم بیشتر صبر کنم.»

I can't wait any longer.

«جلسه طولانی‌تر از حد انتظار طول کشید.»

The meeting lasted longer than expected.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moreبیشتر

روزمره. اصطلاح کلی برای کمیت یا درجه بیشتر، از جمله مدت زمان است. 'بیشتر کار کن' درست است. 'Longer' به طور خاص به مدت زمان اشاره دارد.

Everyday. General term for a greater quantity or degree, including duration. 'Work more' works. 'Longer' specifically refers to time duration.

furtherبیشتر، فراتر

روزمره. می‌تواند به مسافت بیشتر یا درجه پیشرفته‌تر، گاهی زمان اشاره داشته باشد. 'بحث بیشتر' درست است. برای مدت زمان، 'longer' رایج‌تر است.

Everyday. Can refer to a greater distance or a more advanced degree, sometimes time. 'Further discussion' works. For duration, 'longer' is more common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000