lots

/lɒts/
lota large number or amount-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): lots

اسم — مقادیر زیاد

مقادیر زیادتعداد زیادخیلی

تعداد یا مقدار زیادی از مردم یا چیزها. (اغلب با 'of' استفاده می‌شود).

A large number or amount of people or things. (Often used with 'of').

«کتاب‌های زیادی در کتابخانه وجود دارد.»

There are lots of books in the library.

«او دوستان زیادی دارد.»

She has lots of friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manyبسیاری

روزمره. به تعداد زیادی از موارد قابل شمارش اشاره دارد. برای اسم‌های قابل شمارش با 'lots of' قابل جایگزینی است. 'کتاب‌های زیاد' در مقابل 'کتاب‌های فراوان'. 'Many' به طور کلی در نوشتار رسمی رایج‌تر است.

Everyday. Refers to a large number of countable items. Interchangeable with 'lots of' for countable nouns. 'Many books' vs 'lots of books'. 'Many' is generally more common in formal writing.

muchبسیار

روزمره. به مقدار زیادی از موارد غیرقابل شمارش اشاره دارد. برای اسم‌های غیرقابل شمارش با 'lots of' قابل جایگزینی است. 'آب زیاد' در مقابل 'آب فراوان'. 'Much' نیز به طور کلی در نوشتار رسمی رایج‌تر است.

Everyday. Refers to a large amount of uncountable items. Interchangeable with 'lots of' for uncountable nouns. 'Much water' vs 'lots of water'. 'Much' is also generally more common in formal writing.

plentyفراوان

روزمره. مقدار یا کمیت بزرگ یا کافی. وقتی بر کفایت تأکید می‌شود، با 'lots' قابل جایگزینی است. 'غذای فراوان' به معنای غذای کافی است، شبیه 'غذای زیاد'.

Everyday. A large or sufficient amount or quantity. Interchangeable with 'lots' when emphasizing sufficiency. 'Plenty of food' means enough food, similar to 'lots of food'.

متضادها
2adverb (قید)informaltype (نوع): degreeposition (جایگاه): end

قید — خیلی

خیلیبسیارفراوان

به میزان زیادی؛ به مقدار زیاد.

To a great extent; a great deal.

«این فیلم را خیلی دوست دارم.»

I like this movie lots.

«خیلی ممنون بابت کمکت!»

Thanks lots for your help!

تفاوت با واژه‌های مشابه
muchبسیار

روزمره. می‌تواند به عنوان یک قید به معنای 'به میزان زیاد' عمل کند. وقتی فعل یا صفت را تغییر می‌دهد، با 'lots' قابل جایگزینی است. 'من آن را بسیار دوست دارم' (اکنون کمتر رایج است) یا 'من آن را خیلی دوست دارم' در مقابل 'من آن را خیلی دوست دارم'.

Everyday. Can function as an adverb meaning 'to a great extent'. Interchangeable with 'lots' when modifying a verb or adjective. 'I like it much' (less common now) or 'I like it very much' vs 'I like it lots'.

greatlyبه‌شدت

رسمی. به میزان زیاد؛ قابل توجه. وقتی بر درجه‌ای قابل توجه تأکید می‌شود، قابل جایگزینی است. 'او به شدت خوشحال بود' در مقابل 'او خیلی خوشحال بود' (بیان کمتر رایج).

Formal. To a great extent; considerably. Interchangeable when emphasizing a significant degree. 'He was greatly pleased' vs 'He was lots pleased' (less common expression).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000