lucking

luck·ing/ˈlʌkɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): luckedpast participle (مفعولی): lucked-ing (حال): lucking3rd (سوم): lucks

فعل — موفق شدن

موفق شدنخوش‌شانس بودن

(غیررسمی، عمدتاً بریتانیایی) داشتن شانس و موفقیت

(Informal, chiefly British) To experience good fortune

«او در مسابقات خیلی خوش‌شانس بوده.»

He’s been lucking out at the races.

«آن‌ها به طور خوش‌شانس پیشنهادات شغلی خوبی دریافت کردند.»

They were lucking into good job offers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
succeedموفق شدن

رایج. عمومی‌تر از lucking است که فقط به معنی خوش‌شانسی است.

Common. More general than lucking, which implies luck specifically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000