lumps

/lʌmps/
1noun (اسم)commonplural (جمع): lumps

اسم — گلوله‌ها

گلوله‌هاتوده‌ها

قطعات یا توده‌های کوچک و سخت، معمولاً با شکل نامنظم

Small, solid pieces or masses, often irregular in shape

«در خمیر کیک، گلوله‌هایی پیدا کرد.»

She found lumps in the cake batter.

«توده‌های زغال‌سنگ روی زمین بود.»

There were lumps of coal on the ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chunksتکه‌ها

رایج. معمولاً بزرگتر و شکل منظم‌تری نسبت به lump دارد.

Common. Usually bigger and more regular shaped than lumps.

2noun (اسم)commonplural (جمع): lumps

اسم — غده

غدهبرآمدگی

تورم یا برآمدگی، به ویژه که ممکن است نشانه مشکل پزشکی باشد

A swelling or bump, especially one that might indicate a medical problem

«پزشک برآمدگی روی بازوی او را معاینه کرد.»

The doctor checked the lump on her arm.

«وقتی ناراحت بود، احساس گره در گلو داشت.»

He felt a lump in his throat when he was sad.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bumpبرآمدگی

رایج. اصطلاح عمومی برای برجستگی روی پوست، معنی مشابه دارد.

Common. A general term for a raised area on the skin, similar in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000