manipulation

ma·nip·u·la·tion/məˌnɪp.jəˈleɪ.ʃən/
mani-handpulatto handle or operate-ionaction or process
1noun (اسم)common

اسم — دستکاری

دستکاریمهندسیکنترل ماهرانه

کار با مهارت و هوشمندانهٔ چیزی به‌منظور رسیدن به نتیجه‌ای خاص.

The skillful or artful handling or controlling of something, often to achieve a particular outcome.

«دستکاری داده‌ها منجر به نتایج نادرست شد.»

The manipulation of the data led to false conclusions.

«او مهارت‌های برجسته‌ای در کنترل و مهندسی مذاکرات نشان داد.»

He showed great manipulation skills in negotiation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
handlingدستکاری

رایج. می‌تواند جایگزین manipulation در موقعیت‌های مهارت کنترل اشیاء باشد اما کمتر در معنای فریبنده.

Common. Can replace manipulation in contexts of skillfully controlling objects but less often when implying deception.

controlکنترل

رایج. با manipulation همپوشانی دارد اما بی‌طرف‌تر و کمتر به روش‌های ماهرانه یا فریبنده اشاره دارد.

Common. Overlaps with manipulation but is more neutral and less suggestive of skillful or deceptive methods.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — دستکاری فریبکارانه

دستکاری فریبکارانهمهندسی ناعادلانهتأثیرگذاری غیرمنصفانه

تأثیرگذاری یا مدیریت افراد یا موقعیت‌ها به‌گونه‌ای ناعادلانه یا فریبنده برای کسب سود.

The act of influencing or managing people or situations, often in a deceptive or unfair way to gain advantage.

«دستکاری فریبکارانهٔ او در رأی‌دهندگان فاش شد.»

Her manipulation of the voters was exposed.

«متهم به دستکاری برای پیروزی در انتخابات بود.»

The politician was accused of manipulation to win the election.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exploitationاستثمار

رسمی. به استفاده ناعادلانه یا غیراخلاقی از دیگران اشاره دارد که با رفتار دستکاری کننده هم‌پوشانی دارد اما منفی‌تر است.

Formal. Refers to unfair or unethical use of others, overlapping with manipulative behavior but more negative.

deceptionفریب

رایج. به تأثیرگذاری نادرست اشاره دارد، گاهی هم‌پوشانی با کارهای دستکاری کننده دارد.

Common. Implies dishonest influence, sometimes overlapping with manipulative actions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000