marrying

mar·ry·ing/ˈmæriɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): marriedpast participle (مفعولی): married-ing (حال): marrying3rd (سوم): marries

فعل — ازدواج کردن

ازدواج کردنعقد کردن

فرآیند پیوستن رسمی به همسر در عقد ازدواج.

The act of becoming legally united in marriage.

«آنها تابستان آینده ازدواج می‌کنند.»

They are marrying next summer.

«او با دوست‌پسر قدیمی‌اش ازدواج می‌کند.»

She is marrying her longtime boyfriend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wedازدواج کردن

رسمی. هم‌معنی marry است ولی در متن‌های رسمی یا مراسم بیشتر استفاده می‌شود.

Formal. Synonymous with marry but more formal, often in ceremonial context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000