در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنی یا دختری که گاوها را میدوشد یا در یک لبنیاتی کار میکند.
A woman or girl who milks cows or works in a dairy.
«شیردوش سطلی از شیر تازه حمل میکرد.»
“The milkmaid carried a pail of fresh milk.”
«او در کودکی رویای شیردوش شدن داشت.»
“She dreamed of becoming a milkmaid when she was little.”