misalignment

mis·a·lign·ment/ˌmɪsəˈlaɪnmənt/
mis-wrongly / badlyalignto arrange in a line-mentresult or condition
noun (اسم)common

اسم — عدم تراز

عدم ترازناهمراستایی

وضعیتی که در آن اجزا به‌درستی کنار هم قرار نگرفته‌اند.

The condition when parts are not properly lined up or arranged.

«ناهمراستایی چرخ‌ها باعث کشیدن ماشین به یک طرف شد.»

The misalignment of the wheels caused the car to pull to one side.

«قبل از چاپ، پرینتر را برای هر گونه عدم تراز بررسی کنید.»

Check the printer for any misalignment before printing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
displacementجابجایی

رایج. به‌طور کلی به جابجا بودن اجزا اشاره دارد، در زمینه‌های مکانیکی با misalignment قابل تعویض است.

Common. Refers generally to parts being out of place, interchangeable with misalignment in mechanical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000