در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای سطحی که تصویر را واضح مانند آینه بازتاب میدهد.
Having a surface that reflects a clear image like a mirror.
«اتاق دیوارهای آینهدار داشت که فضا را از نظر بصری دو برابر میکرد.»
“The room had mirrored walls that doubled the space visually.”
«او ظاهرش را در درب آینهدار کمد بررسی کرد.»
“She checked her appearance in the mirrored closet door.”
رسمی. برای توصیف سطوحی که نور یا تصویر را منعکس میکنند قابل تعویض است، مثل «شیشه بازتابنده» که شبیه «آینهای» است.
Formal. Interchangeable when describing surfaces that reflect light or images, e.g., 'reflective glass' means similar to 'mirrored glass'.