در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در جای اشتباه قرار داده شده یا در جایی که انتظار میرود نیست.
Put in the wrong place or context; not located where expected or should be.
«فکر میکنم عینکم را در جای اشتباه گذاشتهام؛ نمیتوانم پیدایش کنم.»
“I think my glasses are misplaced; I can’t find them.”
«یک پرونده قرار داده شده در جای اشتباه در دفتر باعث سردرگمی شد.»
“A misplaced file caused confusion in the office.”
رایج و روزمره. وقتی به اشیاء اشاره دارد قابل تعویض با misplaced است، مانند: «کلیدم را گم کردم» در برابر «کلیدم در جای اشتباه است». معمولاً lost معنی گمشدن دائمیتر دارد و misplaced موقتی.
Common and everyday. Interchangeable with 'misplaced' when referring to objects, e.g., 'I lost my keys' vs. 'My keys are misplaced.' Usually, 'lost' implies more permanent loss, while 'misplaced' suggests temporary.
رسمی. بیشتر برای مدارک یا پروندههایی که در پوشه اشتباه قرار گرفتهاند استفاده میشود، نه برای اشیای عمومی.
Formal. Used mainly for documents or records placed in wrong folders, not for general objects.