در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مردم یا منابع را برای هدفی مانند جنگ یا اعتراض، آماده و سازماندهی کردن.
To prepare and organize people or resources for a purpose, such as war or a protest.
«دولت نیروهای خود را برای جنگ بسیج کرد.»
“The government mobilised its forces for the war.”
«آنها حمایت عمومی را برای پروژه بسیج کردند.»
رسمی/ادبی. اغلب برای جمعآوری افراد، سربازان یا شجاعت استفاده میشود. به معنای آوردن چیزها از مکانهای مختلف به یکدیگر است. 'ژنرال نیروهایش را بسیج کرد' شبیه به 'ژنرال نیروهایش را جمعآوری کرد' است. 'او تمام شجاعتش را جمع کرد تا صحبت کند.'
Formal/literary. Often used for gathering people, troops, or courage. Implies bringing things together from various places. 'The general mobilised his troops' is similar to 'The general mustered his troops.' 'She mustered all her courage to speak.'
رایج. اغلب برای گرد هم آوردن مردم برای یک هدف مشترک، به ویژه حمایت یا اعتراض، استفاده میشود. بر شور و شوق و اقدام جمعی تأکید دارد. 'جامعه علیه سیاست جدید بسیج شد' شبیه به 'جامعه علیه سیاست جدید گرد هم آمد' است. 'سخنران با سخنرانی پرشور خود جمعیت را به وجد آورد.'
Common. Often used for bringing people together for a common cause, especially support or protest. Emphasizes enthusiasm and collective action. 'The community mobilised against the new policy' is similar to 'The community rallied against the new policy.' 'The speaker rallied the crowd with his passionate speech.'